هیئت برگـزاری و انتخاب

نازگـل انصارنیا

پریسا پهلوان

حميد سورى

رزيتا شرف جهان

بهرنـگ صمد زادگـان

بهنام كامرانى

گروه اول

سمفونی استیصال

سمفونی استیصال

حمیدرضا آزاد – متولد ۱۳۷۲

صدا نوعی از انرژی است که از تحرک ذرات ماده بوجود می آید به این گونه که یک ذره با برخورد به ذره ای دیگر ، امواج صوتی را به وجود می آورد. به همین ترتیب است که صوت نشر میابد .
اصوات همانند تمامی انرژی های دیگر همواره در اطراف ما در جریانند و نقش تعیین کننده ای در شناخت و پویایی اطرافمان دارند. در اینجا منظور از پویایی همان تاکید مضاعف در انتقال مفاهیم ، پردازش و دریافت احساسات در مواجه با پدیده ها هستند .
اگر فرض را بر اصل بقای انرژی بگذاریم تقریبا اصوات اطراف ما هیچ وقت از بین نمی روند .
حال در نظر بگیریم مکانی را که تمامی صوت ها در آنجا گرد هم می آیند و در تکراری ابدی به سر میبرند . مخاطب می تواند الگو های نامنظمی از صدا ، که تشکیل شده از صداهای تمامی چیزهاییست که قادر به تولید صوت میباشند را دریافت کند . در این مجموعه تلاش بر این است که تجربه ی حضور در مکانی فراهم شود که به واسطه ی صوت ، تاریخی بایگانی شده برای مخاطب نشر یابد؛ هرچند غیرخطی و هرچقدر تصنعی.
از دیگر امکانات اثر میتوان به میکروفونی اشاره کرد که در ساعاتی از روز روشن شده و صوت قطع میشود و در اصطلاح نور عمومی به سالن باز میگردد. در این لحظات مخاطب میتواند در میکروفون صدای خود را به بایگانی اضافه کند تا در دور بعد پخش شود .
جنبه ی تاریخ نگاری اثر، شامل نقاط عطف تاریخی است که دربرگیرنده ی اشتباهات بشر ، موفقیت ها و نگون بختی هاست . برای مثال، لحظاتی همانند پرتاب اولین سفینه ی فضایی ، سخرانی های اعلان جنگ ها، بیانیه های حقوق بشری ، اعلان انقراض نوع خاصی از موجودات و… . فایل صوتی از نقطه ای آغاز میشود که بشر قادر به تکلم نبوده و با ریتمی تکاملی به سوی انسان هوشمند در حال حرکت می باشد. در تمامی مراحل صداهایی برخواسته از طبیعت در سوگ زوال بشر مرثیه ای غمگنانه
توضیح : در پروسه ی تولید فایل صوتی، به طور واضح از صداهای حاضر، استفاده و صداهای نا موجود و تاریخی نیز بازسازی خواهد شد.

توضیحات اجرایی:
در چیدمان پیش رو تعداد ده عدد اسپیکر در درون حجم وسط قرار داده میشود تا صوت را پخش کند. جنس بدنه ی حجم وسط از اسکلتی فلزی است که به واسطه ی پاپیه، خاک اره و سیمان پوشیده میشود و توسط سیم های فلزی ضخیم از سقف مهار می شود.

گروه دوم

ساناهین باباجانیانس

ساناهین باباجانیانس

طرح مورد نظر سازه ای است طراحی شده با الهام از نماد های ایرانی- اسلامی و ارمنی- مسیحی. ایده فوق بیان گر فضای دوگانه ی اجتناب نا پذیری است که من را به عنوان یک ارمنی-ایرانی به شدت درگیرمی کند. حال آن که این به اصطلاح دوگانگی (در اصل هزارگانگی) که اثر قصد نمایشش را دارد، مسئله ای است که نه تنها اقلیت های قومی- مذهبی، بلکه بسیاری از ما را در دنیای معاصردربر گرفته و چه مثبت، چه منفی تاثیر گذار است.

این تک سازه چوبی فرمی است با زمینه ای شش ضلعی ، دیواره هایی طاق دار و گنبدی مخروطی شکل که فرم های تزئینی برجسته ای بر روی بخش پائینی سازه با ریتمی منظم تکرار خواهد شد. کفه شش ضلعی اثرmm 470*470، هر یک از طاقه هاmm 470 *1009 و گنبد آن به ارتفاع mm 110 می باشد بدین ترتیب کل اثر به ارتفاعmm 1200 و عرض و قطرmm 1480اجرا خواهد شد. تمام اثربه وسیله Ply Woodبا ضخامت های مختلف ازmm 3 الیmm 30 ساخته خواهد شد. در بخش داخلی اثر (همانند تصویر) پایه هایی مثلثی شکل جهت استحکام بیشتر سازه قرار می گیرد. در نهایت نقاشی هایی مرتبط با موضوع همانند آثارضمیمه شده قبلی ام در جهت تکمیل بیان اثر افزوده می شود.

برای اجرای نهایی اثر نیاز به برش هایی از اضلاع مختلف آن داریم که به وسیله دستگاه برش CNC دو، سه و پنج محوره صورت می گیرد. اضلاع به وسیله ی چسب های مختلف متناسب با جنس اثر بر هم سوار می شوند و جهت استحکام بیشتر محافظ هایی فلزی از پشت اضلاع را کنارهم نگاه می دارند. کل سازه به وسیله ی تکسچری از گچ و چسب پوشانده شده و زمینه نقاشی را فرآهم می کند.

پ.ن. نقاشی های اضافه شده در تصاویر ارائه شده تنها به عنوان نمونه افزوده شده اند. این نقاشی بریده شده از یکی از نمونه آثار ارسالی ام می باشد. در اجرای اصلی اثر نقاشی ها متفاوت بوده و البته طرح اجرایی هر لت با لت های دیگر فرق خواهد داشت.

گروه سوم

ایمان جسمی

گروه چهارم

در غیاب شهر

در غیاب شهر

هوفر حقیقی
۱۳۶۲ تهران، ایران

كارشناسی ارشد ، عكاسی، دانشگاه هنر، تهران، ایران
کارشناسی، مكانیک سیالات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

– معرفی و شرح ایده
من در این طرح بدنبال شبیه‌سازی فانتزی عکس‌هایی از مکان‌هایی هستم که هیچ‌گاه از آن‌ها ثبتی تصویری صورت نگرفته، یا هیچ‌گاه نیاز ثبت شدنش احساس نشده است. بازسازی تصاویری از شهر تهران و به سبک تصاویرِ موضع‌نگارانه‌ی قدیمی از تهران، که هنوز، آثار توسعه‌ی همه جانبه طی شصت سال اخیر را به خود ندیده‌ بودند. تصاویری که از غیاب شهر و حضور طبیعت در همان مکان‌ها و در گذشته‌ای نه چندان دور حکایت می‌کنند.
– محتوای نظری
ما هرگز نمی‌توانیم به یکباره (یک زمان و یک مکان) همه‌ی جوانب چیزها را شهود کنیم (ببینیم)، درک کنیم و بشناسیم. مثلا یک لیوان. برای تسلط یافتن به کلیه‌ی جوانب بصری آن، باید در روندی زمان‌مند و همچنین با تغییر موضع سوژه(ذهن) یا اُبژه، به جنبه‌های (وجه زمانمند)‌ دیگر آن شی نائل شویم. با تغییر مکان نسبت به جهان، آن‌چه در موضع اول بر ما حاضر بوده، اینک به غیابی موقت رفته است و آنچه در برخورد اول غایب می‌نمود اکنون در حضور است. اما اجزای تشکیل دهنده‌ی زمان حضوری موقت و غیابی ابدی و غیر قابل احضار دارند. بنا بر آرای پدیدارشناسی، جهانی که در پیوستاری از زمان و مکان بر ما محاط است، در آمیزه‌ای از حضور و غیاب به ما اهدا می‌شود. این طرح به دنبال بازیابی حافظه‌های بدون شخص است.
“یک عکس همزمان نوعی شبه حضور و نشانه‌ای از غیاب است”
جمله¬ی نقل شده از سوزان سونتاگ دارای وجوه و بنیانی پدیدارشناسانه بوده و می¬توان آن‌را با توسل به آموزه¬های پدیدارشناسی بدین¬گونه ترجمه کرد: عکس خود عینی (شئ) در حضور است که خبر از عینی دیگر می¬دهد در زمانی دیگر، یعنی از غیاب یک عین (حضور) صحبت می کند.
رسانه‌ی عکاسی به صورت ماهوی با مفهوم حضور و غیاب پدیدارشناسانه اجین است. یک عکس، قطعه¬ای از واقعیتِ جاری را جدا می¬کند و در غیابِ آن (چون هرچند اندک دچار گذر زمان شده است)، دوباره آن را به حضور می¬آورد. ولی سایر قطعات، برای ناظر عکس به غیابی ابدی می¬رود. تصاویر قدرت به حضور آوردن غیاب و همزمان غایب کردن حضور را برای ما دارند. عکاسی آمیزه¬ای توامان از حضور و غیاب است.
– مانیفست
این طرح قصد دارد تا با تطابق مولفه‌های ذاتی رسانه عکاسی، با مفاهیمی کلیدی در فلسفه‌ی پدیدارشناسی (حضور و غیاب)، به تصویری خیالی و ثبت نشده از روند توسعه مدرنیته‌ی افسار گسیخته شهر تهران برسد. هدف اصلی از این طرح، تصویر کردن شهر بدون حضور آن و همچنین به چالش کشیدن همزمان ژانر عکاسی شهری و عکاسی طبیعت و شناسایی مرزهای تبدیل شدن این دو ژانر به یکدیگر است. در حافظه‌ی تاریخی همه‌ی شهرها، طبیعتی بکر و دست نخورده جای دارد، که تنها اولین خانه‌های آن شهر می‌توانند راویان این وجود باستانی و شهادت دهندگانی صادق بر آن بکارت زمینی باشند.
– توضیح شیوه ی اجرایی
تهیه‌ی عکس‌هایی آنالوگ (۱۳۵mm)(مستطیل افقی)، از طبیعت و به صورت سیاه و سفید یا سپیا و قراردادن کپشنی پایین عکس‌ها(درون قاب)، با محتوای مکان و زمان عکاسی (مثال: تهران، میدان آزادی، سال۱۲۷۰ شمسی). با توجه به این‌که احداث میدان آزادی در سال ۱۳۴۹ شروع شد، بدیهی است هیچ اثری از آن و سازه‌های اطراف آن وجود ندارد.

 

گروه پنجم

آیسا رشیدی

 

گروه ششم

سمیرا رحبانی(متولد ۱۳۶۱، تهران، ایران)
کارشناس ارشد نقاشی دانشگاه هنر اصفهان، ۱۳۸۹
کارشناسی نقاشی دانشگاه باهنر (دانشکده هنر و معماری صبا)، کرمان، ۱۳۸۵

به گمان من همه¬ی ما در فضایی تاریک، مسموم و گیج کننده واعجاب¬¬¬¬انگیز گیر افتاده¬¬ایم وضعیتی لبریز از انبوه رخدادهای تلخ و فریب¬های بزرگ که هر کدام از ما را در مواجهه¬ای عریان با مسائل اطرافمان قرارداده است با وضوحی که پیش از این هرگز اینگونه دراوج نبوده است. در میانه¬ی این اوضاع ناموزون هر کسی به سیاق خود راه حلی را می¬آزماید یا به دستاویزهایی چنگ می¬زند؛ وضعیتی شبیه هزارو یکشب قصه گوییِ شهرزاد، داستان راپونزل و بافتن موهایش، یا کفن دوختن و شکافتن مداوم و طولانیِ همسر اولیس.
پیشترها وقتی بچه بودم مادرم در مواقع سردرگمی و گرفتاری فال¬هایی می¬گرفت که از تعداد نامشخصی خط کوتاه و عمودی تشکیل می¬شدند خط¬ها را دو به دو به هم وصل می¬کرد و در نهایت اگر خطی مفرد به جای می¬ماند امید بود وگرنه سختی مستدام.
امروزهم چینش سردرگمی طوری است که به گمانم فال¬های بی نتیجه¬ی زیادی در ذهن¬های معتقد به تقدیر یا پیشگویی و فال، درجریان است، فال¬های گسترده¬ای که خیلی خوب قادر به توصیف وضعیت کنونی¬اند؛ بستری مبهم با دوری از تکرار.
در این میان من، “بافتن”، این عمل موروثی در زنان را به مثابه عملی به “امید” گذار از گرفتاری به رهایی وگشایش، یا تلاشی در راستای مهار زمان برای تحلیل اتفاقات پیرامونم برگزیده¬ام؛ بافتنِ فی البداهه وادامه دار تارهای ریز و درشت با پیچ و تابها و گره¬ها و راز آلودگی شان، تا رسیدن به تغییر و در این میان، هر چند زمان دقیقی برای پایانش متصور نمی¬توانم بود اما همانگونه که شهرزاد به واسطه¬ی امیدش به رهایی، به قصه گویی ادامه داد من هم به بافتن ادامه خواهم داد.
حاصل این امیدواری نه تنها بافته¬هایی است نمایانگر وضعیت غامض و کور شده¬ی پیرامونم بلکه آنها همزمان نمایش دهنده¬ی وضعیتی از امیدواری طولانی و مداوم است که به گمانم لاجرم به “انباشت” غریبی می¬انجامد؛ انباشتی که باوجود بخشهای مثبت امیدواری، همچون همه گونه انباشتی احتمالا سنگین، طاقت فرسا، رازآلود و مبهم خواهد بود.
بر این اساس من چیدمانی خواهم ساخت ازانبوه بافته¬های سیاه رنگ در اندازه و اشکال متنوعِ آویزان از سقف و دیوار¬¬¬، با انباشتی که روی زمین گسترده می¬شود، در کنار بستری از فال¬های مادرم (به صورت مستقیم نقاشی شده بر دیوار یا به صورت قابهای نصب شده) در فضای گالری، واز آنجاییکه نحوه چینش بافته¬ها وارتباطشان با تصاویرفال¬ها، آزاد وقابل تغییراست، بسته به مقدار فضایی که ممکن است در اختیار من قرار بگیرد وسعت انباشت و گستردگی آن را تعیین خواهم کرد.

 

گروه هفتم

شانا عبدالهيان و احسان علي زاده

گروه هشتم