اطلاعات

نمایشگاه پیکره های جنبشی

آرش فاتح

۳۱ فروردین الی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

استیتمنت

در مجموعه آثار پیش رو و نمایشگاههای پیش از این که از سال ۱۳۹۴ به این سو شکل گرفته
ریسمانها امکان پیوند میان دو یا چند نقطه در فضا را فراهم می سازند و نشانگر نسبت میان انها هستند . بررسی رابطه بین بندها و مصالح وابسته آنها ، در بستار خود . ساختارها و بافتارهایی که پیش از این کنش دارای هویت و شخصتی مجرد نبوده اند .
این ویژگی را میتوان در میان بسیاری از گونه های زبانی وبیانی جستجو و واکاوی نمود،چرا که بدون فاصله گذاری ، تغییر، تکرار و تضاد و “تفاوط” میان مالفه ها ، معنا وحالتی ادراک نخواهد شد.
همانند فواصل صوتی در موسیقی . از دل این تفاوتها و نسبت میان آنهاست است که معنایی پدید می آید .
اما این مالفه ها مختصاتی ثابت و صلب در فضا نیستند، بلکه در نوسان و تعلیق اند. چگونگی نوسان و جنبش انها معلولی از نیروها ، فرم مصالح و شرایط حاکم بر آنها است . بست ها ، گره ها ، پیوندها و تکیه گاهها،کشسانی،محدودیت و بسامد ریسمانها و فنرها ،جریانهای ترمودیتامیک حاکم برفضا،سویه وشدت جریانها ، حضور یا غیاب سوژه انسانی ویا هر نیروی دیگری در چیستی و چگونگی این دگر گونی نقش دارد .
نوسان و تعلیق مفاهیم با توجه به بافتار و روح حاکم بر متن ، زبان وبیان ، نوشتار و آوانگاری در فلسفه “واسازی ” ژاک دریدا ، فیلسوف معاصر فرانسوی نیز رکن اساسی را بر عهده دارند. ( همچنین در این متن )
این هنجار بر توده های ماده اویخته ” توریهای فلزی” نیز حاکم است و واکنشی دو سویه میان بندها و پوسته ها و توده های نرمتن و یا فشرده بی فرم معلق را پدید می آورد.
“پیکره ها نیز همانند مفاهیم صلب و ثابت نیستند ، بلکه هر دم در نوسان و سیلانند ”
بر این بنیان میتوان چنان پنداشت که این بافتارها دارای شکلی زیستی و خودآگاهانه هستند که بواسطه جنبش ، بسامد ، نوسان ، دوران ، تعلیق وسایه سانی ، فضا وبستر خود را تحت تاثیر قرار داده ، دگرگون می سازند و جان می بخشند و در کنشی چند سویه میان خود و بستار خود ، سیر دیالکتیک از ادراک ، آگاهی و خود آگاهی میان سوژه و ابژه در معنایی که ” هگل ” در ” پدیدار شناسی روح ” بدان اشاره دارد را می پیمایند .

آثار

رسانه

تصاویر