اولین دوره جایزه هنر معاصر ویستا – ۱۳۹۵

ظهور نسل جدید از هنرمندان و گـسترش استفــاده از رسانـه هـای جدید، تاکید بر آثار هنری با بیان بصری متفاوت و لحن های گـوناگـون در هنر معاصر ایران دارد. گـالری ویستـا با چشم اندازی متفاوت با مطرح کردن "جـایزه ویستـا " تلاش نمود با توجه به اهمیت ایده در هنر معاصر به گـفتمان هنری معاصر با توجه به گـستره عقاید گـوناگـون و متنوع دامن بزند . پس ازاعلان فراخوان ارسال طرح ها به دبیرخانه "جـایزه ویستـا" از طریق فضای اختصاصی، در سایت صورت پذیرفت. ۱۵۰ طرح در طی فرآیندی با حضور هیأت انتخاب و با برگـزاری جلسات متعدد بررسی گـردید وپس ازدعوت ازهنرمندان وفرصت گـفتگـو ۷ ایده انتخاب گـردید. سپس قبل از برگـزاری نمایشگاه از طرح های منتخب در مورد نحوه ارایه طرح ها با هنرمندان در گـالری ویستـا جلساتی برگـزار گـردید و با هماهنگـی با هنرمندان "استودیو ویزیت" نیزصورت پذیرفت. پس از برگـزاری نمایشگـاه طی مراسمی همراه با رونمایی از نشان و پوستر جایزه ویستا ضمن تقدیر از منتخبین "جایزه ویستا " به طرح برگـزیده اهدا خواهد شد. امید است با تداوم حضور و حمایت شما هنرمندان گـرامی از "جایزه هنر معاصر ویستا" و "نشان ویستا"، این رویداد هنری و فرهنگـی تاثیر چشمگـیری بر عرصه هنر معاصر این مرز و بوم داشته باشد. "پریسا پهلوان، بهمن ۱۳۹۵"

هیئت انتخاب

منتخبین

ثبات و بی ثباتی

احتمالا هیچ کلمه واحدی نمی تواند تمام شرایطی را توصیف کند که زندگی را غیر قابل زیستن می سازد با این حال عبارت " بی‌ثباتی" می‌تواند "حالتهای زیست ناپذیری" را متمایز سازد مثلا آنهایی که بدون محاکمه و روند قضایی زندانی شده‌اند؛ آنهایی که درمناطق جنگی یا اشغال شده زندگی می‌کنند؛ و بدون هیچ فضای امن ما راه خروجی، در معرض خشونت و نابودی قرار دارند؛ کسانی که ناگزیر از مهاجرت اجباری بوده‌اند و در مناطق مرزی به سر می‌برند و چشم انتظارند تا مرزها گشوده شوند، یا غذا برسد یا امکان زندگی شهروندی با کارت شناسایی به آنها اعطا گردد؛ آنهایی که شرایط زندگی شان داغ نیروی کار مصرفی و دور انداختنی خورده است و چشم انداز زندگی با ثبات مدام از آنها دور و دورتر می شود ، و آنهایی که در یک افق زمانی فرو پاشیده فقط امروز را به فردا می رسانند، و درد آینده ی ضایع شده را دردل و در استخوان هایشان احساس میکنند، تقلا میکنند که احساس داشته باشند اما از آنچه احساس خواهند کرد بیشتر میترسند. با توجه به این جمله از جودی باتلرکه:"هیچ کلمه ای نمیتواند شرایطی که زندگی را غیرقابل زیستن می نماید توصیف کند" آیا می توان واقعیت زیست ناپذیری را در جهان تصویر و تجسم به نمایش درآورد؟ برای ما که در ایران زندگی میکنیم، زیست ناپذیری مفهومی آشناست، خصوصا اینکه در منطقه خاورمیانه زندگی میکنیم. مفهومی که حداقل شاهد تجربه آن از طریق همجوارانمان و هم اقلیمانمان هستیم. جغرافیای خاورمیانه آمیخته با این مفهوم است و در نهایت می توان این سوال را پرسید که آیا اثری تجسمی می تواند زندگی غیرقابل زیستن را نمایش دهد آیا میتوان به مفهومی تصویری از ثبات و بی ثباتی دست پیدا کرد؟ صرف نظراز خاستگاه کلمه اروپا محور خاورمیانه؛ این منطقه، نخستین خاستگاه تمدن جهان است که بسیاری از باورها و آیین های جهان از آن برخاسته و نخستین قوانین جهان در اینجا نوشته شده است، هرچند در قرن بیستم و حال در قرن بیست و یکم مردمانش آوارگی و جنگ و نابودی و در نهایت بی ثباتی را تجربه میکنند. در عین حال فرهنگ این منطقه بستری کلامی یا شفاهی دارد و در متون تاریخی آن نیز همواره روایت ها بر مستندات ارجحیت دارند، در اینچنین اقلیمی ارایه اثری تجسمی از این مفهوم چگونه خواهد بود؟ از آنجا که ثبات و بی ثباتی خود، امری انتزاعی است، لذا در ارایه این مفهوم ، شکلی انتزاعی و فرمی آبستره انتخاب شده است.ابتدا کلمه ثبات خوانده شده واز اکولایزرصدای ضبط شده، منحنی ای بدست آمد که حول محور افقی خود چرخانده شده است و در تقابل آن نیز همین پروسه با کلمه بی ثباتی انجام گرفته است. از آنجا که به دنبال نشان دادن فضای بین این دو مفهوم بوده ایم، لذا فصل مشترک این دو حجم بدست آمد سپس در این فضای مشترک، فرم یکی از هندسه نقوش های سنتی (در اینجا گره هشت و چلیپا) بوسیله ورقه های استیل آبکاری شده، ساخته شد؛ به گونه ای که با حرکت کردن در برابر اثر یا تغییر جایگاه مخاطب ، این نقوش و همچنین منحنی های اکولایزرهای کلمات آشکار و پنهان می شوند.

پنبه خلال (طرح برنده)

کشت پنبه در نواحی مرکزی مازندران به خصوص زمین‌های زراعی ساری و نکا به دلیل وجود کارخانه نساجی قائم‌شهر تا حدود سال ۱۳۷۵ قسمت عمده کشاورزی مردم آن نواحی بود. هر ساله حدود نیمه اردیبهشت ماه بذر پنبه در زمین‌های کشاورزی کاشته می‌شد و در اواخر تابستان همان سال پنبه‌ها را از غوزه می‌کشیدند و آنها را در گونی‌های کنفی درشت بافت، که مردم منطقه آن را "پنبه خِلال" نام نهادند، جا می‌دادند. ( تصویر ۱ ) بیرون کشیدن پنبه از غوزه‌ها یا در اصطلاح بومی پنبه کردن غوزه‌ها اتفاقی بسیار جالب بود که باعث می‌شد تعداد زیادی از مردمان روستا ساعات متمادی را کنار هم به‌صورت خیلی نزدیک بگذرانند. که این خود می‌توانست سرچشمه بسیاری از اتفاقات و مسائل اجتماعی میان جامعه کوچک روستا باشد. پس از خارج کردن پنبه از غوزه و نهادن در خِلال‌ها، آنها را در چند قسمت روستا که عموما انبارها یا حیاط‌های خانه بزرگان محله و یا واسطه‌های فروش بودند، جمع می‌کردند تا برای وزن‌کشی، قیمت گذاری و فروش آماده‌شان کنند. پنبه خلال‌ها هرکدام حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ سانتی‌متر ارتفاع، ۱۰۰ سانتی‌متر عرض و تقریبا ۹۰ کیلوگرم وزن داشتند. پنبه خِلال‌ها برای چند روز روی هم انباشته می‌شدند و رفته‌رفته پنبه خلال‌های تازه آماده فروش شده بیشتری به آن‌ها اضافه می‌شد و حجم این تپه پنبه‌ای هم‌چنان افزایش می‌یافت. جمع این پنبه خلال‌ها روی هم حجم یا چیدمان بزرگ و عجیب قهوه‌ای رنگی را تشکیل می‌داد، که از واحد‌های مساوی و اما با چینشی تصادفی و نامنظم ایجاد می‌شد. چیدمانی که در خود بسیاری مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی را گنجانده بود. چیدمانی عجیب که تا حدودی بقای اهالی منطقه را تامین می‌کرد. به طور مشخص تپه پنبه خلال‌ها باعث جذب اهالی روستا در ساعاتی خاص از روز می‌شد، به‌خصوص کودکان که برای بازی به بالا و لابه‌لای آن هجوم می‌بردند و مدت بسیار زیادی را میان آن سپری میکردند. بازی و برخورد مستقیم و فیزیکی با چنین عناصری جدی از زندگی بزرگ‌سالان، قسمت مهمی از تفریح، کاوش، درک و دریافت کودکان آن منطقه از محیط اطراف‌شان بود. برخورد با واحدهای نرم کنفی شناختی خاص از چیزی خاص را در مردم روستا ایجاد می‌کرد که شاید بعد از آن هیچ‌گاه آن شناخت و برخورد را تجربه نمی‌کردند. بوی پنبه و خِلال‌ها، شدت نرمی پنبه‌ها پشت بافت خشن خلال‌ها، تجمع نزدیکان و گشایش‌های اجتماعی... همه چیزهایی بود که پس از گذشت چند سال هم‌چنان در خاطر مردمی که از نزدیک با آن چیدمان خاص برخورد داشتند می‌ماند و دوره‌ای تکرار نشدنی با آداب و رفتاری خاص از تاریخ جامعه‌ای کوچک را به خاطر می‌آورد. پس از سال‌های ۱۳۷۷-۱۳۷۸ بنا به تغییراتی که در مالکیت و مدیریت کارخانه نساجی قائم‌شهر رخ داد، کارخانه رو به ورشکستگی نهاد. تمامی کارکنان کارخانه بی‌کار ماندند و حقوقی دریافت نکردند. اما ورشکستگی و پایان کار کارخانه نساجی تنها به تغییر روند زندگی کارکنان مستقیم‌اش ختم نمی‌شد، بلکه پس از آن‌ها واسطه‌های فروش و از همه مهم‌تر کشاورزان و کلیت کشاورزی مرکز مازندران از این ورشکستگی تاثیر پذیرفت. زمین‌هایی که تا قبل از ان فقط برای کشت پنبه آماده می‌شدند به مزارع دیگر محصولات کشاورزی و باغ‌های مرکبات تبدیل شدند. مرکبات که آن‌چنان هم بومی محیط زیست منطقه مرکزی شمال ایران نبود و اکنون پس از کسترش باغ‌ها تغییر شرایط محیط زیست در آن منطقه مشهود است. من به عنوان یکی از کودکانی که در اوایل دهه هفتاد به‌صورت مستقیم با چیدمان پنبه خِلال‌ها برخورد داشتم، هم‌چنان حس تجربه آن را در ذهن تکرار می‌کنم و احساس می‌کنم چیدمان پنبه خلال‌ می‌تواند حاوی قسمتی از تاریخ جفرافیایی کوچک باشد که رفته‌رفته رو به فراموشی می‌رود. تعریف طرح، نحوه اجرا چیدمان پنبه خِلال‌ها که کلیت‌اش پیش از این تعریف شد، شامل تعدادی گونی کنفی پر شده از پنبه است که در فضای گالری( و یا هر فضای در نظر گرفته شده برای اجرای طرح) روی هم قرار می‌گیرند و مخاطب به‌صورت مستقیم با آن ارتباط می‌گیرد، آن را لمس می‌کند و حتی از لابه‌لای آن هم می‌گذرد. (تصویر ۲ ) مساله مهم در اجرای این طرح تهیه پنبه است که به زمان اجرا بستگی دارد. اگر اجرای طرح هم‌زمان با برداشت پنبه در مناطقی که هم‌چنان کشت پنبه رواج دارد باشد، می‌توان با تهیه پنبه مورد نیاز طرح را اجرا کرد. و اگر زمان اجرا با زمان برداشت و تهیه پنبه هم‌پوشانی نداشت، می‌توان از موادی دیگر که راحت تر و بیشتر از پنبه در بازار یافت می‌شود در گونی‌های کنفی استفاده کرد. یک ویدئو از کاشت و برداشت پنبه نیز به همراه چیدمان در محل اجرای اثر به نمایش گذاشته خواهد شد.

۳ دا

هنرمند چگونه با وضعیتِ معاصر سازگار می‌شود؟ در وضعیتِ معاصر هنرمندِ ناسازگار چگونه دیده می‌شود؟ آن‌چه برای هنرمند گریزناپذیراست تولید و بازتولیدِ محتوی است. اما در وضعیتِ معاصر با توجه به عمومیت ابزارها و امکاناتِ تکنولوژیک، تولیدِ محتوی دیگر در انحصارِ اشخاصِ محدودی به نامِ هنرمندان نیست. به همین دلیل ایده‌ی "۳دا" تولیدِ ماده‌ی اولیه در عوضِ تولیدِ محصول است. مواد اولیه‌ای که طیِ یک فرآیندِ عملی و بدون درنظرگرفتنِ سفارشِ مشخص تهیه و توزیع می‌شود. مصرف‌کننده‌گان این موادِ اولیه می‌توانند از هر سلیقه و صنفی باشند، افرادی که بنا به خاصیتِ پرورشیِ زیستِ رسانه‌ای کم‌حوصله و عجول، تنها، چندشخصیتی و در عین‌حال اشباع‌شده از اطلاعات و اخبار هستند. "۳دا" کنش‌های جستجوگر، غریزی و بازیگوشانه‌ی خود، به شرایطِ جاریِ محیط را روزانه بازتاب می‌دهد و با هنرمندانِ دیگری هم که رویکردِ موازی دارند همکاری می‌کند. رفتاری هماهنگ از جانبِ هنرمندانی با توانایی‌های متفاوت. ثبتِ واکنش‌هایی ذهنی-بدنی که در یک بستر داستانی شکل گرفته‌اند؛ نقاشی‌هایی که ناسازگاری‌های نقاش‌اش را می‌بینیم و داستان‌هاشان را می‌خوانیم و یا چیدمانی برای یک اجرایِ گروهی، که عکس‌اش را می‌بینیم و صدایش را می‌شنویم. به این ترتیب بر خلافِ معمول، ایده‌ی ما محصولِ عمل است، یعنی یک رفتارِ طییعی داستان یا تصویری را به ذهن متبادر می‌کند که به تدریج توسطِ مجموعه‌ای از هنرمندانِ مختلف پرداخته و پخته می‌شود؛ سپس از محصولِ به دست آمده، در ادامه‌ی پروژه، ماده‌ی اولیه‌ی فعالیت‌های بعدی تهیه می‌شود. چرخه‌ای که در آن، بنا به شرایطِ مکان-زمان، بازیافتِ مداوم صورت می‌گیرد. تعریف، آغاز و مدیریتِ پروژه‌ها را "۳دا" بر عهده می‌گیرد و اجرای آن‌ها را به گروه‌های تخصصی می‌سپارد. داستانِ یک تصویر، کلماتِ یک عکس، ویدیوی یک صدا یا شعرِ یک موسیقی، ساخته و پرداخته می‌شود. فرمِ هر جزء از فرآیند، ایده و کار گروهی از هنرمندان است که مکانیزمِ تولید و بازیافتِ «ایده-محصول» یا «پروژه-روایت» را سامان می‌دهند. به نظر ما چنین رویکردی نه تنها یک واکنشِ طبیعی به فضایِ زیستِ‌مان، بلکه یک ضرورتِ معاصر برای هنرمند است. به این ترتیب ایده‌ی "۳دا" مستندسازیِ فرایندِ تولیدِ محتواست که همان زیستِ روزانه و نه روزمره است. در این راستا "۳دا" در محیط (فضای مجازی و فیزیکی) و در جستجویِ پژواکِ جمعی منتشر می‌شود؛ سوژه‌هایش را از پیش انتخاب نمی‌کند، بلکه اجازه می‌دهد نیرومندترین سوژه‌ها او را به کنش یا واکنش بیاورند. آن‌جا که "۳دا" هم‌صدایی بیابد، یعنی بتواند از حضورِ دیگری در جهتِ امتدادِ صدایِ خود کمک بگیرد، پژواکِ جمعیِ مورد نظرش محقق شده است. اخبار روزانه، زندگیِ جمعی، احساساتِ انسانی و ناسازگاری‌هایِ شخصی با محیط و زمان، بسترهایی هستند که فعالیت‌های "۳دا"بر روی آن‌ها حرکت می‌کنند. ایجاد گروه تلگرامی ۳دا بازنمود بخشی از تجربه ی ما در این پروژه ی است. (برای دیدن محتوای کانال ۳دا به آدرس تلگرام آن نگاه کنید: @team3da)

بدون عنوان

شکل گیری این مجموعه بر مبنای به کارگیری ساختار و مفاهیم اسطوره ای و استفاده از آنها به گونه ای شخصی در قالب سرامیک و گیم است. در این مجموعه یک روایت اسطوره ای به عنوان هسته مرکزی وجود دارد که دو خواهر دو قلو شخصیت های اصلی آن هستند و همانطور که قهرمانهای اسطوره از دنیایی به دنیای دیگر سفر و جستجو میکنند تا چیزی یا کسی را بیابند ،در معرض خطر قرار میگیرند و پس از تجربیاتی غریب به مقصود میرسند دو دختر دوقلوی این داستان نیز در دنیاهای متفاوت سفر میکنند.

اشکدان

ایده از دیدن مستندی درباره ی" نمک "شکل گرفته است. نمکی که تقریبا هر روز استفاده میکنیم نقش زیربنایی در تمدن بشر داشته است. در جنگ ها ، ساخت دیوار چین و حتی شعله ور شدن اتش انقلاب ها از هند تا فرانسه . درامپراطوری روم از نمک به جای پول استفاده میشده است .همچنین ردپای نمک در تمدن ایران به شش هزارسال قبل از میلاد برمی گردد.کشف پیکر مردان نمکی در ایران که به بیش از ۲۵۰۰ سال قبل مربوط میشود نشان از بهره برداری از خواص ویژه ی نمک در زندگی و حوزه ی پزشکی دارد.امروز در دنیا از نمک برای ارامش و درمان استفاده میشود. در ایران بسیاری اقوام معتقدند که وجود سنگ نمک در خانه اثر چشم زخم را میگیرد و رفع بلا میکند . در بعضیروایات مهریه ی حضرت زهرا را علاوه بر اب ، نمک ذکر کرده اند. روند جستجو: نمک خوراکی: " نمک خوراکی از سدیم و کلر ساخته شده است. در آب محلول است و از مهم‌ترین املاحی است که در خوراک روزانه مورد انسان‌ها به کار می‌رود. نمک خوراکی به شکل معدنی در ته‌نشین‌ها و رسوب‌ها همچین چین خوردگی‌ها وجود دارد که به شکل سنگ نمک استخراج می‌شود. " نمک ید دار "از آنجا که کمبود عنصر ید در رژیم غذایی انسان موجب بیماری‌های گوناگون مانند غم‌باد (گواتر) می‌شود، معمولاً به نمک خوراکی تصفیه شده، یدات پتاسیم نیز اضافه می‌کنند. این محصول نمک یددار نامیده می‌شود. نمک‌های تصفیه شده یددار به دلیل خلوص بالا میزان ید را بهتر و به مدت بیشتر حفظ می‌کنند. در ایران با توجه به بررسی‌های انجام شده در سطح کشور از نظر میزان ید موجود در آب و خاک و شیوع گواتر، ۴۰ میکروگرم به ازای هر گرم نمک ۴۰( ppm) اضافه می‌شود." غم‌باد یا گواتر 🙁 goiter) به معنای هر نوع بزرگ شدگی غیرطبیعی غده تیروئید است. گواتر علل متعددی می‌تواند داشته باشد. از اختلالات عملکردی تا علل ناشناخته در ایجاد آن می‌توانند مطرح باشند گواتر یکی از بیماریهای شایع است که به ویژه در نوجوانان (سنین مدرسه) از شیوع بالایی برخوردار است. گواتر در دختران جوان شایعتر است. گاهی دیده شده است میزان شیوع گواتر در خانمها ۸ برابر آقایان است. علت نامگذاری غمباد: در اصطلاح لغوی مردم کرمان (به ویژه در گویش سیرجانی)، از بیماری گواتر تیروئید باعنوان "غمباد"‌(غم + باد) نام برده می شود. چرا که تجربه به آنها نشان داده است این بیماری که تظاهر عمده ی آن به صورت بزرگی غده تیرویید است، بیشتر در اشخاصی بروز می کند که در معرض غم و غصه و ناراحتی بیشتری در طول زندگی خود بوده اند! این باور قدیمی کرمانیان، توسط منابع علمی جدید نیز تا حدودی تأیید می شود. چرا که" طی سالیان دراز، پزشکان بروز پُرکاری تیرویید و کمبود ید را متعاقب ناراحتی های هیجانی، استرس و شوک های مختلف، گزارش کرده اند .شواهد محکم نشان می دهد که استرس های روانی ـ اجتماعی و گرفتاری های هیجانی می تواند اثر آشکاری در شروع بیماری داشته باشد. در میان جستجوها به مستندی برخوردیم به نام "Tears of the Earth" " اشک های زمین" که فارغ از محتوای فیلم عنوان رمانتیک ودر عین حال واقعی درباره ی نمک داشت. ذهنمان به سمت اشک رفت اینکه اشک حاوی نمک است و با مفهوم غمباد هم تناسب دارد. اشک چیست؟ اشک مایعی است که به صورت پی در پی از غدد اشکی در چشم ترشح می‌شود و نقش حفاظت و مرطوب کردن و تغذیه‌ای دارد.و در پی احساساتی چون غم و اندوه (۴۹درصد) ,هیجان و شادی ,همدردی و...سرازیر میشود.سه نوع اشک داریم : ۱)اشک پایه (basal tears ) 2)اشک رفلکس (reflex tears) 3)اشک احساسی یا گریه(emotional tears) اشکدان وسیله ای که در گذشته افراد برای این که عشق خود را به محبوبشان نشان دهند .اشک های خود را در اشکدان میریختند و برای ابراز عشق یا هدیه به محبوب خود میدادند. "واژه یاب فارسی" شاید نتوان به طور دقیق گفت که اشکدان اولین بار کی وکجا استفاده شده است اما در کتاب عهد عتیق هنگامیکه داوود با خدا رازو نیاز میکند به اشک های داخل بطری اشاره میکند .در زمان مسیح استفاده از اشکدان برای مردگان سمبلی از احترام بوده است.در جنگ های داخلی امریکا در میان زنانی که همسرانشان به جنگ میرفته اند مرسوم بوده است.استفاده از اشکدان در ایران هم متداول بوده به خصوص در زمان قاجار وقتی پادشاهان به سفر می رفتند زنان حرمسرا برای اثبات عشق خود اشک هایی که در فراغ یار (پادشاه ) ریخته اند در اشکدان جمع میکردند تا بعد از بازگشت شاه به نشانه ی عشق اتشین به شاه تقدیم کنند. توضیح ایده و چگونگی ساخت : تولید یک اشکدان :دستگاهی خواهیم ساخت که در آن اشک تبدیل به نمک میشود در این فرایند "زمان "عامل اصلی در شکل گیری اثر است. ساختار آن به این شکل است :بوفه ای چوبی که طبقات آن شیشه ای ست و در آن اشیا موزه ای و تاریخی قرار میگیرد که با نمک ساخته میشود. در بالای بوفه لوله ی آب تعبیه میشود که قطره قطره بر سطح اشیا میریزد و این پروسه میتواند دو هفته یا حتی یک ماه طول بکشد . بر اثر رسوخ آب بر نمک اشیا کم کم از بین رفته و چیزی جز نمک باقی نمی ماند. همان گونه که پیش از این به آن اشاره شد نمک در طول تاریخ عامل شکل گیری بسیاری از تمدن ها بوده است . واقعیت ها در طول تاریخ ساخته و ویران میشود . در این پروسه نیز واقعیت اشیاء در خور تغییر بوده و از فرمی به فرم دیگر تبدیل میشود .نمک تنها چیزیست که باقی می ماند. هدف : ارزش گذاری نمک .

ماه

شگفت انگیز ترین شی ای که در کودکی تصویر زیبایش را دنبال میکردم ، ماه بود . خورشید را بخاطر نور فوق العاده اش احساس نمیکردن و ستارگان را بخاطر شکوه ماه ، ناخواسته نادیده میگرفتم ، در کودکی هنوز جزییات بی انتهای کهکشانها را جستجو نکرده بودم ،همان ماه بود و درخشش بینظیرش . در ذهنم تمام اجرام محسوس فضا معنی داشتند اما وجود ماه همیشه برایم رازگونه بوده ، تصور میکردم هسته مرکزی اش ، مروارید اشک چشم خودم باشد ..! به شوق همین تصاویر و حالات وارد نجوم شدم و هدفم شد سفر به ماه ، اما هرچه گذشت دلم سفرهای طولانی تر خواست ... . پروپوزال (پروژه ماه مجموعه آثاری ست در مدیوم های حجم ، چیدمان ، پرفورمنس و...) شماره یک : مجموعه شیشه های دایره شکل به تعداد روزهای ماه که یکی یکی داخل دیوار فرو رفته اند ، ( به ترتیب از ضلع آنها ، کات میشود ) طبق تصویر ( حدود قطر ها نیم متر ) شماره دو : شیشه آکواریومی دایره ای و محدب پر از آب ، ( حدود قطر یک متر یا بیشتر ) روزنه هایی نامنظم ( ملهم از گودال های ماه ) روی صفحه ی کف آن وجود دارد که از روزنه ها ، آرام آرام ، جوهر بیرون میپاشد ، قطع و وصل و رقص جوهر ها و محو شدگی آن ، به ترتیب نا منظم . شماره سه : شیشه آکواریومی دایره و محدب پر از أب ، ( حدود قطر یک متر یا بیشتر ) پشت صفحه کف ، باندهای صدا چیده شده که موج صوتی به اب منتقل میکنند ( قطع و وصل نامنظم ) شماره چهار : مجموعه نقاشی های قطع مربع ، دایره هایی با جنس چسب آهو ، چسب روی محیط دایره ای که روی کاغذ مشخص شده پخش میشود تا ثابت شود ، روی زمینه های گوناگون ،( سایز آثار گوناگون) شماره پنج : چسب آهو روی کاغذ شفاف و رقص نور جانبی روی اثر چسب و ایجاد نور و سایه روی دیوار با حرکت نور . شماره شش: حجم ، ترکیب مایع ظرفشویی ، چسب مایع ، آب داخل استوانه ی شیشه ای ( مثل لیوان ) ، شیشه استوانه را با اب پر میکنیم روی اب چسب اضافه کرده و بعد مایع ظرفشویی را اضافه میکنیم ، بعد از خشک شدن چسب ، آن را از اب بیرون میاوریم وبا کنار هم قرار دادن تعداد زیادی از ان ، حجم بزرگ دایره ای شکل ( حدود دومتر ) میسازیم ، به شکل معلق . شماره هفت : ویدوئو ماه متراکم از هزار جنین شماره هشت : ویدئو اقمار و کهکشان در حال انقباض شماره نه : چیدمان قند خوراکی ، ملهم از چینش گودالهای ماه ، کف ظرف استوانه ای شکل بزرگ دایره ای ( حدود سه متر با ارتفاع یک متر ) و اضافه کردن چای داغ به آن ، حباب قند های چیده شده کف ظرف ، منظم و مستقیم روی صطح چای میآیند و گودال های ماه را تصویر میکنند . شماره ده : ویدئو اکاپلای گروه moonlight داخل ام ار ای شماره یازده: کلاس مختصر در مورد ویژگی های کره ی ماه و سابقه ی آن در تاریخ و ادبیات انسان ، توسط متخصص در گوشه گالری

نویسنده کتابش را خواند

رویکردهای زبانی معاصر با صراحتی که از فقدان می آید واقعیتِ چند پاره را تعقیب میکنند . اینگونه است که واژه و یا تصویری واحد به شک کردن در وجودِ واقعیتی واحد دامن میزند.لغت تنها و تنها در واژه نامه میتواند بار مفهمومی واحدی داشته باشد و تصاویر نیز در مقامِ نشانه ها واشکال. فضایِ خالیِ بین کلمات یک جمله را شناخت و تجربه پر میکند. اینها دیگر همان لغات نیستند جز برای نگارنده ی جملات. فردیت همچون جسمی شناور در ذهنِ جمعی معلق میشود و مفاهیم در هستی.