در ابتدا کلمه بود
از ابتدا نقاشی بود.
شاید، شاید پلی برای عبور از خود.
خودی که هولناکترین واسط و شاهد بین گذشته و آینده است.
روایتی چند محوری، اشباع شده از خرده روایتهایی که دور از حفرههای نور اتفاق میافتند.
خاموش در تاریکی.
حفرههای تاریکیای مملو از صدای سکوت.
نقاشی برای من یک وسیه برای پوسته پوسته کردن و رخنه کردن در دل این هزارتوی روایی است که تعدد پرسپکتیوها به مثابهی عملکرد “پرانتز” در یک متن، حادثهای جدید، پنهان و زیرمتنی دیگر را به متن اضافه میکند. تجربههای زیستهی غریب و شگفتی که در دو بستر متضاد اتفاق میافتند.
بیداری و خواب | عینی و ابهام | نقاشی و طراحی
فاصلهی این تجربهی تکرار مکررات تجربهی زیستی، به صورت عینی و رویا گاه زیاد و گاه به قدری کم میشوندکه مرز بین رویا و ظاهر حقیقت در هم مستحیل میشوند. و گاه موضوع واحد در بسترهای مستقل خود اتفاق میافتند.
یا عینی یا رویا طراحی. به واسطه بی واسطهگی و فضای مونوتن و بوسیلهی استحاله و انقطاع تنالیتههای خاکستری امکان برقراری ارتباط با تصویر و حس رویاگونه و مستحیل را برای من هموار تر میکند.
اما در فرایند تلاش برای به تصویر کشیدن رنگی آنها به دلیل عمل ترکیب رنگ، رابطهام با فعل نقاشی کردن قطع و وصل میشود. این سکتههای ارتباطی: بوم، رنگ، دست و مغز را برایم تبدیل به ابزار جدال میکند.
جدالی که من و آثارم را با موضوعی واحد با تکنیکهای متفاوت به چالش میکشد و ریسک مورد قضاوت قرار گرفتن در زمینه موفق بودن یا نبودن در هر تکنیک را ناگزیر میکند.
در این مجموعه با عنوان “در ابتدا کلمه بود” تلاش کردهام با استفاده از نقاشی به مثابهی وسیله و مجرا، عبور از تجربههای زیسته صرفا آسانتر کنم.
((شینا خراسانی))













