سپینود

رویا مزروعی در نقاشی هایش دخترانی را نقاشی میکند که در میان گل‌ها و آب‌ها و علف‌ها هستند. او خاطرات کودکی در جنگل‌های شمال را با فقدان دوستانش در جوانی و رویه منظره پردازی نئورمانتیک پیوند می‌زند. این نقاشی‌ها با اینکه طبیعت نگارانه هستند اما نشانه‌هایی در منظره حالتی اثیری یا برزخی یا غیر واقعی به آن بخشیده‌اند. پرندگان و حیوانات و اجزا طبیعت علی رغم آرامش یا محزون بودن دختران در حالتی حماسی هستند. برگ و شکوفه‌ها معلقند، آب‌ها و علف‌ها و درختان در حرکت‌اند. این ناکجا آباد انگار ما را درون خود می‌کشد تا در نوسانی زیبا و بیکران و بهشت گون سهیم شویم و آرام گیریم.

(بهنام کامرانی)